سین از زندگی من رفت طردم کرد و رفت خبر کوتاه است و جان فرسا سین که مسبب تمام شادی های زنانه ام بود رفت
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینیپور
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینیپور
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینیپور
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینیپور
اینقدر پریشان حال بودم که از هیچ کدوم از دوستان ح.ریاضی خداحافظی نکردم...
نیاز مبرم به خداحافظی از خیلیا بود اما نکردم...
گمونم با خداحافظی کردن حال نمیکنم...
نیاز دارم برگردم به صبح و ازشون خداحافظی
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینیپور
یکم دیر شده ولی مینویسم برای آینده
نمیدونم چرا میبخشم!
شایبد تنها بخاطر این که هر بار خودش میاد!
آدمی که پشیمون میشه رو باید بخشید
آدمی که عذرخواهی میکنه رو بیشتر
راجب آدمی که دلتنگه فقط نظری ندارم
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینیپور
واقعا چطور میتونین جز خودتون نگران هیچ کسی نشید؟
آدمید یا چی؟
اصلا احساس میکنید!!
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینیپور
आँखें खुली हो या हो बंद
दीदार उनका होता है
कैसे कहूँ मैं ओ यारा
यह प्यार कैसे होता है
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینیپور
نمیشه گفت :
اونی که از عشق مینویسه،
حتما عاشقه ...
یه زندانیِ ابدی هم نوشته هاش پر از آزادیه ..!
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینیپور
از این تکستای
"برید به کسی که دوش دارید بگید
شهر بوی مرگ میده"
دیده و اومده تکست داده
"دوست دارم رفیق"
شما بودید عاشقش نمیشدید؟
البته که نمیشدید=/شما غلط میکنید به دختر مردم نظر داشته باشید!!!
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینیپور
فریاد که آن ساقی شکرلب سرمست
دانست که مخمورم و جامی نفرستاد
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینیپور
یه سری چیزا که یادم میاد دلم میخواد گاها
(تاکید میکنم که گاها نه دائم)
برای مظلومیتت گریه کنم...
ور اور یو ار نو...
امیدوارم خوب باشی...
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینیپور
نوشته های قدیمی تو بلاگفا بهم میریزن...
کمی نامید میشم
چه قدر بخاطر کنکور عوض شدیم
امیدوارم برگردیم به دوران قبل
چه قدر دور و چه قدر نزدیک...
هر چند که انگار راستی راستی ما پاییز 99 دیگه دختر دبیرستانی نیستیم...
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینیپور
خیابون عجیبیه واسه من!
یه بار به امید رهایی ازش رد میشم
یه بار به امید نرسیدن
یه بارم با ایدهه ی اینکه
"this is the sagest zengi ever"
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینیپور
تو توهمات میبینم یکی میزنه درگوشم من گریه میکنم و اون میخنده
بعدشم همه چی دوباره اروم میشه
امروز جوری که یکی انگاری زده بود تو گوشم گر گرفت صورتم
سیلی پشت سیلی
دیروز هم سوز معتقد بود "تو ادمی هستی که کِر نمیکنی"
من اهمیت میدم...
ولی به ادمای اشتباهی
لبخندای اشتباهی
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینیپور